شر تو دامن من را نتوانست گرفت
خیر تو نیز به جز جور و جفا نیست مرا
بار دوشی و گمانت که به دوشت بارم
یا تو را نیست کمر یا که دو پا نیست مرا
من نمی دانم از این جز تو حرامم دنیا
سهم ما جز تو و باقیش چرا نیست مرا
بردیا شوکت وصل تو نمی خواهد باز
چون که مویی به سبیل رفقا نیست مرا
ما را در سایت شعر - بردیا تاکسری دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 127 تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 2:18
انگار می برند دلم را به مهلکه
چشم سفید و روی سیاهی برای تو
ما را زمین زدی و شکاندی و عاشقی،
ما چون زحل زمخت و تو ماهی، برای تو
درد زمین گران و ته جیب ما تهی
دریوزه رعیتیم و تو شاهی، برای تو
در قلب ما نمانده به جز شعله ای خفیف
این شعله خفیف تباهی برای تو
احساس می کنم که نخواهی و نازنین
با آرزوی آنچه نخواهی برای تو
دنیا تمام می شود و رویای عاشقی
وامانده در سکوت الهی برای تو...
ما را در سایت شعر - بردیا تاکسری دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 190 تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 2:18